دستمال سر دخملی
واااااااااااای مامان چقدر ناز شدی با این دستمال سر &n...
نویسنده :
منا
13:34
بازم فضولی
ا ییییییییییییییییی جانم مامان فدای اون نگاهت قربون اون خند ه هات بشم من ...
نویسنده :
منا
13:31
خواب دخملم
قربون اون خوابیدنت بشم که انقدر مظلوم خوابیدی ...
نویسنده :
منا
13:28
حموم کردن
ا ینم عکس از حموم اومدنت انقدر ناز میشی بعد از حموم هم سر حال میشی هم خوردنی ...
نویسنده :
منا
13:27
آرزو
دستات رو یه طوری بهم بستی که انگار داری آرزو میکنی چیه مامان بهم بگو چی میخوای الان آرزو میکردی که بابایی پیشت باشه یا شیر میخوای یا بیرون رفتن رو واقعا چقدر آرزوی بچه ها قشنگه اول آرزو شیر میکنن بعد آرزو بیرون رفتن بعد آرزو میکنن برن خونه خاله و................ بعد آرزو میکنن درساشونو 20 بگیرن بعد تو اون رشته ای که دوست دارن قبول بشن بعد آرزو میکنن دانشگاه ملی قبول بشن بعدد آرزو میکنن با اونی که دوست دارن ازدواج کنن و .............. تا اینکه یه روزی میشه به خودشون میگن کاش بابام الان بود کاش مامانم رو برای یه دفعه هم که شده تو خواب ببینم و ای کاش های دیگه ...
نویسنده :
منا
13:22
روروئک
اولین باری که سوار روروئکت شدی بازم از اون نگاه هایی که مامان عاشقشه &n...
نویسنده :
منا
13:01
فضول مامان
دخمل مامان با حجاب شده ههههههههههه فکرش رو بکن مامان قرطی دختر ........... وای که عاشق این نگاهتم وقتی که داری کنجکاوی میکنی که دارم چه کار میکنم ...
نویسنده :
منا
12:55
ماسک دخملی مامان
دختر من
امروز داشتم به این فکر می کردم که چه زود گذشت این دخمل منه که 5 ماهش رو تموم کرده و چقدر خودمو خوشبخت میدونم اصلا باورم نمیشه مامان شدم یه روز میگفتم وای بچه اصلا ولی الان میگم زندگی بدون بچه اصلا وقتی به دنیا اومدی گفتم خدایا کی میشه زودتر بزرگتر شه بعد بابایی میگفت نگو منا یه روز حسرت این روزا رو میخوری از الانت لذت ببر امروز یاد حرف بابایی افتادم و گفتم واقعا چه دوران خوبی بود باید از الان به بعد لذت ببرم از این دوران که قرار نیست دیگه تکرار بشه از لحظه به لحظه این دخملی دخترم تاج سرم ،دخترم یکی یدونم ،دخترم گل گل خونه ام ،دخترم همه کسم ،دخترم دردونم ،دخترم مال خودم اینو همیشه واست میخونم بعضی وقتا هم با بابایی با هم...
نویسنده :
منا
23:00











